السيد حامد النقوي (مترجم: افتخارزاده)
21
خلاصهء عبقات الانوار (حديث نور) (فارسى)
سبكى هنگامى كه مىخواهد « موسىبنهلال » را توثيق كند و گفتار ابنتيميّه را در اين مورد پاسخ گويد ، در ضمن بحثى طولانى چنين گويد : احمد رحمهاللَّه جز از افراد ثقه روايت نمىكند . به اين مطلب ، خود ابنتيميّه در كتابى كه بر ردّ بكرى نوشته ، در بخشهاى بعد از فصل دهم تصريح كرده و گويد : دانشمندان نقّاد و جرح و تعديلكننده راويان دو گروهند : برخى جز از افرادى كه در نزد آنان ثقه باشند روايت نمىكنند ، همچون مالك و شعبه و يحيىبنسعيد و عبدالرّحمان بن مهدى و احمدبن حنبل كه بخارى و امثال او اينگونهاند . براى ما در مقام پاسخ به اشكالات ابن تيميه ، همين مقدار كفايت مىكند كه احمد جز از افراد ثقه روايت نمىكند . بدينسان ديگر ابنتيميه نمىتواند ايرادى بر ابنحنبل بگيرد . « 1 » معمّربن راشد شرح حال او را نيز در همان جلد مربوط به حديث تشبيه آوردهايم . « 2 » در اينجا به گفتار « ذهبى » دربارهى او اكتفا مىكنيم : معمّربنراشد ، ابوعروة ازدى ، همپيمان قبيلهى ازد ، از زهرى و همام نقل شده كه وى عالم و دانشمند يمن است . غندر و ابنمبارك و عبدالرزّاق از او حديث نقل كردهاند . معمّر گويد : در چهاردهسالگى يعنى در سال فوت حسن بصرى به دنبال تحصيل علم رفتم . احمد دربارهى او گويد : معمّر را به هيچكس ضميمه نمىكنى مگر اين كه او را بر آن كس مقدّم و جلوتر مىيابى . وى نسبت به تمام افراد همزمان خود ، از همه بيشتر طالب علم بود ، عبدالرزّاق گويد : ده هزار حديث از او شنيدم . وى در ماه رمضان سال يكصد و پنجاه و سه در يمن از دنيا رفت . « 3 »
--> ( 1 ) . شفاء الأسقام في زيارة خيرالأنام : 10 - 11 . ( 2 ) . بنگريد : مجلّد حديث تشبيه ، ترجمهى فارسى ، ص 37 - 39 . ( ويراستار ) ( 3 ) . الكاشف 3 : 164 بنگريد : تهذيب التّهذيب 10 : 243 - 246 ، ترمذى و نسائى و ابنماجه و ابوداود حديث او را نيز نقل كردهاند .